برنامه جنگل نوردی در منطقه ارسباران آذربایحان

نوشته شده توسط آذرجوان.

تعداد 30 نفر از کوهنوردان گروه کوهنوردی مهر اصفهان جهت پیمایش مسیری جنگلی در منطقه بکر و زیبای ارسباران عازم منطقه می شومد .

صبح پنج شنبه مورخه 17/4/89 با هماهنگی قبلی رهسپار شهرستان ورزقان و از آنجا به سمت معدن مس سونگون و روستای خوینه رود شدیم .

روز اول پس از 4 ساعت کوهپیمایی در منطقه ای به اسم پیر داود شب مانی می کنیم و صبح روز جمعه 18/4/89 مسیر را به سمت منطقه هفت چشمه و آقچه قلعه ادامه می دهیم که این مسیر نیز در حدود 6 ساعت طول می کشد وبا دیدار از این منطقه بکر و زیبای جنگلی برنامه خود را به پایان می رسانیم و رهسپار سرعین می شویم تا دوستان اصفهانی نیز پس از استفاده از آب گرم و استراحت به شهر خود بازگردند و ما نیز با خاطره ای خوب باز می گردیم .                                                                                                       

عباس غفاری

گزارش پیمایش جهنم درسی در کوه کمتال

نوشته شده توسط آذرجوان.

کوه کمتال در استان آذربایجان شرقی در 50 کیلو متری شهرستان جلفا و هادی شهرنزدیکی نوار مرزی رودخانه ارس قرار دارد . ارتفاع قله کمتال 2800 متر می باشد .

کمتال دارای دره های فراوان است که بدون راهنما،حرکت و صعود این کوه بسیار سخت است.دره هایی مانند(جهنم دره سی) با صخره های خوفناک و صیقلی و غیر قابل صعود،دره (انجیر لیخ) با درختان انجیر و بادام،دره ی جنگلی( شف) با درختان شف و دره ی (فرخ) با جنگلها و شن های روان و صخره ها و طبیعت رویایی،دره ی(چال بورنی)،دره ی تخته بولاخ(مسیر صعود عمومی کوهنوردان)، پری دره سی و صدها دره ی فرعی دیگر که پای انسان به آنجا نرسیده است!

صبح جمعه  مورخ 20/9/88 گروه با 12 نفر حوالی ساعت 5 تبریز را به قصد جلفا و نوجه مهر ترک کرد.وقتی به جلفا و حاشیه رود ارس رسیدیم ما طبیعت زیبایه رود ارس مواجه شدیم. کوههای اطراف را مه فرا گرفته بود و رود بیش از پیش پر آب بود و با غرش حرکت می کرد.به حوالی کوه کمتال که رسیدیم منظره زیبایه دره ها  ما را برای یک صعود خوب آماده کرد.طبق تصمیماتی که قبلاً در جلسه هماهنگی گرفته شده بود، قرار شد که به جهنم دره سی برویم که بجز سرپرست گروه کسی از ما تا به حال به آن دره زیبا نرفته بود.

بعد از جمع و جور کردن لوازم فنی و توضیحات سرپرست به راه افتادیم.ابتدای مسیر به صورت کوهپیمایی بود ولی کمکم دست به سنگ می شد.وقتی به آبشاری رسیدیم که با تجهیزات ما قابل صعود نبود به طرف چپ دره تغییر مسیر داده تا از یال غربی ، مسیر را از پیش بگیریم.ابتدای یال غربی تقریباٌ دیواره ای ریزشی بودکه این مشکلات صعود را دو چندان می کرد. به هر ترتیب به روی یال رسیدم و به از چند ساعت صعود میمونی  به جایی رسیدیم که بدون طناب قادر به فرود نبودیم. تقریباً حدود 15 متر می شد.

به هر ترتیب بعد از فرود و تراویس نیم ساعته به بالایه آبشار ها رسیدیم. وطبق قرار قبلی چون هدف ما پیمایش دره بود، آماده فرود از آبشارها شدیم.آبشار اول حدود 20 متر می شد که به وسیله یک کارگاه طبیعی( تسمه دور سنگ ) فرود رفتیم.

بعد به آبشار دوم رسیدیم که ابتدا تخمین زدیم 50 متر می شود، بعد شروع به زدن گارگاه کردیم که به علت معیوب بودن رول پانچ ها نتوانستیم از آنها استفاده کنیم. و از یک تخته سنگ مطمئن و سیم بکسل دور آن بهره بردیم و آماده فرود شدیم.

به علت اینکه ابتدای آبشار یک کلاهک وجود داشت ما به خوبی نمی توانستیم پایین آبشار را ببینیم به همین دلیل نفر اول با تجهیزات کامل (طناب و یومار و ...) فرود رفت و فهمیدیم که آبشار حدود 80 متر است ولی او توانست از سکویی که در اواسط آبشار بود استفاده کند و گارگاه طبیعی برپا کند تا بقیه با تعویض طناب بتوانند به پایین آبشار برسند.

 به هر ترتیب ما فرود رفتیم به جز2 نفر که به علت ناقص بودن تجهیزاتشان ، از طرف سرپرست گروه اجازه فرود به آنها داده نشد و آنها به همراه سرپرست گروه به طرف راست آبشار ها حرکت کردند.   من به شخصه اولین بار بود که مسیری به این مشکلی را بدون آقای رگجان تجربه می کردم، ته دلم کمی مضطرب بودم، ولی سعی می کردم که این اضطراب به دیگر دوستان مخصوصاً نفرات جدید منتقل نشود.به آبشار سوم رسیدم که حدود 20 متر طول داشت.و بعد از آن آبشاری که به نظر خیلی بلندتر از بقیه می رسید. بعد از برپایی گارگاه آقای بهبودی فرود رفت.هوا کم کم تاریک می شد، و به اضطراب من افزوده می شد، هرچند در بین ما نفرات با تجربه ای از جمله آقای عباس غفاری بودند.در همین فکرها بودم که صدای آقای بهبودی را شنیدم که می گفت: آبشارخیلی بلند است.بعد از بالا آمدن او فهمیدیم که ابشار حدود 120 متر طول دارد.

با تصمیماتی که با مشورت آقای غفاری گرفتیم، ما نیز به طرف راست آبشار تغییر مسیر داده و بعد از چند دقیقه صدای آقای رگجان را شنیدیم.این صدا آرامشی به من داد، که گویی بار سنگینی از دوش من برداشته شد.

دیگر هوا کاملاً تاریک شده بود و مه سنگینی نیز منطقه را فراگرفته بود.مسیری که در صعود به سختی رفته بودیم باید در تاردکی بازمی گشتیم.نفرات کم تجربه را بین نفرات با تجربه تقسیم کردیم تا همدیگر را به خوبی حمایت کنیم.بعضی از مسیر ها را نیز با حمایت طناب به پایین می رفتیم .به هر ترتیب با کمک خدا همگی سالم به ماشین رسیدیم. وصف این برنامه و این دره زیبا فراتر از دست نوشته ها ی من است و من فکر می کنم که کمتر کسی پا به این دره وحشی گذاشته باشد.در اخر الحق که نام جهنم دره سی برازنده این دره است.   

 غفارزاده

گزارش صعود به قله کسری

نوشته شده توسط آذرجوان.

بنام حضرت دوست که هرچه داریم از لطف و عنایت اوست

<< صعود قله کسری به یاد شهید کوهستان محمد شایق>>

گزارش این هفته گروه کوهنوردی آذر جوان مربوط به صعود قله کسری از قلل معروف سبلان میباشد که با ارتفاع 4500 متر سر به فلک کشیده است. کوه کسری از جمله کوههای فنی سبلان می باشد که به همین دلیل کوهنوردان کمی نسبت به سبلان اقدام به صعود آن می کنند...

در تاریخ 11/10/88 به همراه اعضای گروه کوهنوردی آذر جوان متشکل از 8 نفر به سرپرستی آقای صمد رگجان ساعت 4:30 صبح تبریز را به مقصد مشکین شهر ترک کردیم. طبق برنامه ریزی قبلی برای اینکه حداکثر استفاده را از ز مان کرده باشیم صبحانه را داخل ماشین صرف کردیم و بدین ترتیب پس از گذشتن از شهر اهر به مشکین شهر رسیدیم و از آنجا مسیرمان را به سمت روستای موئیل ادامه دادیم تا اینکه ساعت 9 از ماشین پیاده شدیم .

هوا مساعد بود و این ما را خوشحال می کرد زیرا امید فتح قله را به ما میداد . ما به سرعت آماده شدیم و از آنجایی که برف زیادی در کوه دیده میشد ما کفشهای زمستانی و همچنین گتر و طناب و کلنگ خود را برداشتیم تا در مسیر با مشکل کمبود وسایل مواجه نشویم .

ما ساعت 9 حرکت خود را آغاز کردیم و از همان ابتدا مجبور شدیم که برف کوبی کنیم برف زیادی در منطقه وجود داشت و برای اینکه بچه ها انرژی خود را تمام نکنند آقای رگجان توصیه کردند که بچه ها هر کدام به مدت نیم ساعت برف کوبی کنند و هر نیم ساعت عوض شوند تا همه بچه ها انرژی کافی برای صعود داشته باشند.

ما مسیر خود را از یالی که به قله کسری منتهی میشد ادامه دادیم و گاهی برای اینکه از برف کوبی زیاد خسته نشویم از روی سنگها حرکت میکردیم تا اینکه ساعت 12 قله کسری کوچک جلوی چشممان ظاهر شد و ما در آنجا یک ربع جهت تجدید قوا استراحت کردیم و همچنین چای و بیسگویت میل کردیم .

در اینجا که ایستاده بودیم ابهت قله کاملا مشخص بود تکه سنگهای بزرگ که در میان آنها دهلیزهایی به وجود آمده بود که پر از برف بود و گویی منتظر ما بودند و ما را به سوی خود میخواندند ولی قله اصلی در پشت کسری کوچک بود و از اینجا دیده نمیشد. ما دوباره به ادامه مسیر پرداختیم ولی این بار متفاوت تر از قبل چون مجبور بودیم جهت عبور از این مسیر با سنگها درگیر شویم این از یک طرف خوب بود که تنوعی بود تا خستگی برف کوبی از جسممان در بیاید ولی از طرفی چون در ارتفاع بالایی بودیم انرژی زیادی طلب میکرد و همچنین افت شدید دما وجود داشت و ما با نگاهی به دماسنج متوجه شدیم که دمای هوا منفی 10 درجه را نشان میدهد و ما چون مجبور بودیم به صورت نوبتی با دست به سنگ شویم این دمای بدن ما را پایین آورده بود و کم کم سرما همه ما را اذیت میکرد ولی به هر ترتیبی که میشد آن صخره را پشت سر گذاشتیم و ساعت 14:30 همگی یکجا جمع شدیم و کمی جلوی آفتاب استراحت کردیم و همچنین آقای رگجان از آنجا قله کسری کوچک را به ما نشان داد که حدود 15 دقیقه با ما فاصله داشت ولی به دلیل کمبود وقت تصمیم به بازگشت گرفتیم .

مسیر بازگشت را با احتیاط از میان سنگها آغاز کردیم ولی در میانه راه مجبور میشدیم از دهلیزها عبور کنیم که این تجربه زیادی میطلبید تا از خطر بهمن در امان باشیم به همین دلیل آقای رگجان بنا به تجربه ایی که داشتند خودشان شخصا در جلو حرکت میکردند و راه را برای ما باز میکردند واقعا فرو د از چنین مسیرهایی خیلی مشکلتر از صعود میباشد زیرا کمترین بی دقتی ممکن است منجر به سقوط شود و همچنین خطر بهمن نیز در داخل دهلیزها بر مشکلات ما می افزود.

خوشبختانه ما با اتکا به تجربه سرپرست گروه همه این مسیرها را با سلامتی کامل طی کردیم و با اینکه هوا کاملا تاریک شده بود ساعت 7 به کنار ماشین رسیدیم و سوار ماشین شدیم و غذا را داخل ماشین صرف کردیم و ساعت 11 شب به تبریز رسیدیم .

با آرزوی صعودی موفق و لذت بخش برای تمامی عزیزان

رحیم غفوری